شن هاى ساحل را دیدم که آب، رویشان را شستشو مى داد. مثل آیینه برق مى زدند. شن زبر و قهوه اى رنگ کجا و این آیینگى که مى شود تصویر آسمان را در آن دید کجا؟! 


در افق، طلوع خورشید را دیدم. آنجا که پرتو هاى نور را به هر طرف مى پاشید. و از روزنه هاى میان ابرها مى خواست به آسمان نفوذ کند. زمین و آسمان البته براى او چه فرقى دارد؟! نگاه من دوبین کجا و یکپارچگى خورشید کجا؟


موج ها را دیدم که از سطح آب بر مى خاستند. پیش مى رفتند و دوباره آرام مى گرفتند. طلایى طلوع بر سر موجها هم نشسته بود. مى درخشیدند و مى خروشیدند. آرامش آبى آب کجا و خیز طلایى موج کجا؟!

منبع : تماشا |طلوع آیینه
برچسب ها : طلوع ,کجا؟ ,آسمان